محمد مهدى ملايرى
296
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
اواخر اين عصر كمى پيش از اسلام در هنگامى كه مسيحيت ديانت رسمى گشت و معابد بتپرستى بسته شد فرهنگ يونانى به ايران مهاجرت كرد و از آنجا حمايت و يارى دريافت كرد و پادشاهان ايران آن را گرامى داشتند ( اشاره به مهاجرت حكماى يونان است در زمان انوشيروان كه ظاهرا در تاريخ و علت آن اشتباه كرده است ) . اين عقل فارسى بنابراين خود تحتتأثير فرهنگ يونانى بود تا جائى كه ابن مقفع زعيم نويسندگان ايرانى و عرب خود خط وافرى از فرهنگ يونانى داشت تا جايى كه گفتهاند پسرش آثار يونانى را به عربى ترجمه كرد . طه حسين پس از اين بيان به شرح فرهنگ فارسى پرداخته و گويد كه فرهنگ فارسى فرهنگ محدودى بود و اگر مىگويند كه ايرانيان هم ادبياتى داشتهاند واقع مطلب اين است كه در عصر اتصال ايرانيان به اعراب اين ادبيات چيز مهمى نبود و آنچه از فارسى به ادبيات عربى ترجمه شده نسبت به آنچه از ادبيات يونانى ترجمه شده ناچيز بوده و پس از شرحى در ناچيز بودن اين ادبيات و ناچيز بودن آنچه اعراب از آنها گرفتهاند گويد : ايرانيان به آن اندازه كه خاورشناسان تصور كرده و شعوبيها كه گفتهاند اعراب در همهچيزها به ايرانيان مديونند گمان بردهاند در نثر عربى اثر نگذاشتهاند البته شكى نيست كه اعراب در بسيارى از ماديات و نظامهاى سياسى و غيره مديون ايرانيان هستند ولى در ادب به عقيدهء من عرب در ادبياتش بسيار مديون ملت يونان است . به علاوه بيشتر نويسندگانى كه نثر نوشتهاند معلوم نيست كه همهشان ايرانى بودهاند بلكه مطمئنتر اين است كه بگوييم بيشترشان از شام و جزيره و مصر بودهاند يا يونانى بودهاند يا فرهنگ يونانى داشتهاند . « 1 »
--> ( 1 ) . از نوشته او دربارهء ابن مقفع هم به اين مضمون : « شكى نيست كه بهرهء او از فرهنگ يونانى بسيار بوده و او نخستين كسى بود كه بسيارى از كتابهاى ارسطو را در منطق و جدل و قياس و مقولات را به عربى ترجمه كرد » ( ص 46 ) چنين برمىآيد كه نوشته ابن نديم دربارهء ابن مقفع به -